جک جوک و اس ام اس جدید

جوک و اس ام اس جدید / آموزش وبلاگ نویسی و افزایش آمار و رنک / نرم افزار و بازی موبایل و کامپیوتر/کنکور/ آهنگ جدید/ عکس بازیگران

جک جوک و اس ام اس جدید

جوک و اس ام اس جدید / آموزش وبلاگ نویسی و افزایش آمار و رنک / نرم افزار و بازی موبایل و کامپیوتر/کنکور/ آهنگ جدید/ عکس بازیگران

جک فانتزی من اینه

یکی از فانتزیام اینه که یه روز که دارم تو خیابون راه میرم یهو ببینم یه دزد اسلحه شو گذاشته رو شقیقه یه خانوم سانتی مانتال و میخواد کیفشو خالی کنه ، منم سریع بپرم بینشونو و درحالیکه دارم تفنگو ازش میگیرم باهاش درگیر شم و درحین درگیری یهو صدای شلیک شنیده شه و چند ثانیه هر دومون چشم تو چشم به هم نگاه کنیم و یهو دزده بخوره زمین و در حالیکه از شیکمش داره خون فواره میزنه من بگم : نهههههههه من نمیخواستم اینطوری شه … در همین حین پلیس از راه برسه و منو دستگیر کنه ! (شش ماه بعد)
تو دادگاه در حالیکه من دارم بی گناهیمو ثابت میکنم قاضی من رو مقصر بدونه و به قصاص محکوم کنه بعد در حالیکه من نا امید شدم یه نگاه به خانواده ام میندازم میبینم همه شون دارن گریه میکنن و یه نگاه به خانواده مقتول میکنم میبینم خون جلو چشاشونو گرفته سریع اونورو نیگا میکنم … بعد برمیگردم سپیده رو نگاه میکنم میبینم یه سر تکون میده به معنی خاک تو سرت ، عآخه به تو چه ربطی داشت نخود هر آش ؟؟؟ (بقیه شو یادم نمیاد عاخه شوکه شده بودم)
خلاصه روز اعدام فرا میرسه و منو میبرن برای اعدام ؛ بعد وقتی میخوان حکم رو اجرا کنن قاضی بهم میگه آخرین خواسته ات چیه ؟ منم میگم آخرین خواسته ام اینه که اعدامم نکنین ، بعد قاضی با همکاراش یه مشورت میکنه و با آخرین خواسته ام موافقت میکنه …
بعد منم میرم تو افق سحرگاهی محو میشم !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که با مخاطب خاصم تو خیابون راه برم بعد یه پسره بیاد تیکه بندازه منم عین این فیلما وایسم یواش برگردم و بگم : “هی پسر … چیزی گفتی ؟” پسره هم با پررویی بگه آره و بعد با هم گلاویز بشیم و خیلی سنگین همدیگه رو بزنیم و مخاطب خاصم هی جیغ و داد و گریه. ملت دورمون اصن خیلی خفن ، بعد که پسر رو زدم با لباس خاکی برمیگردم یه لبخند نرم میزنم و میرم سمت مخاطبم. نزدیکش که میشم صدای گلوله میاد و من میوفتم رو زانوهام … نگو پسره اسلحه داشته و با سر و صورت خونی نفسای آخرو میزنه و میمیره … مخاطب خاصمم منو بغل میکنه و فریاد زنان میگه:”نــــــــــــــــــــــه” منم میگم : “دیدار به قیامت عزیزم” و میوفتم و جان به جان آفرین تسلیم میکنم …
خداییش حقمو خوردن ، من لایق اسکارم ، اصغر خدا ازت نگذره …
.
.
یکی از فانتزیام اینه مامور شهرداری بشم و یه کیف پر از پول پیدا کنم برم تو افق همشو خرج کنم ؛ همش که نباید فانتزی آموزنده باشه !!!
.
.
یکی از فانتزیام اینه که تو محلمون ۱۰تا پسر غریبه به دختر همسایمون تیکه بندازن و من غیرتی بشم کله کنم برم براشون ۱۰تاشونو لت و پار کنم و بعد بهشون بگم “خودتون خواستین من دعوا نداشتم” ، بعد دختر همسایه این صحنه رو ببینه کف و تف قاطی کنه تا میخواد بیاد سمتم که ازم قدردانی کنه یهو مادرش با چادر گُل گُلی از خونه بیاد بیرون و ببینه ۱۰نفر پاره پوره رو زمین دارن خاک میخورن ، متوجه جریان میشه و با یه حالت بغض آلود بیاد سمتم بگه داماد من …
من : بله مادر ؟
بگه : من همیشه آرزو داشتم همچین پسر رخشی داشتم !
من : ولی مادرم تو همیشه به چشم یه پسر بد منو نگاه میکردی ، تو همیشه یه کاری میکردی که آمارم پیش بقیه همسایه ها خراب باشه ، تو به من تهمت میزدی (با صدای آلن دلون)
در همین حین یهو صدای کف زدن به گوشم میرسه ، برگردم ببینم ۲۴۹ نفر دارن برام کف میزنن به خاطر جان فدایی و دیالوگ زیبام ، بعد یهو ببینم یه افق داره از سمت راستم میاد ، دوست داشتم بیشتر دیالوگ بگم که همسایه ها بیشتر کف بزنن ولی مجبور شدم تا افق نرفته توش محو بشم …

جک جدید

یکى از حقایقى که باورش براى انسان سخته اینه که باور کنه واقعا شاید لازم باشه گاهى پاهاشو بشوره !
.
.
بعضیام فک میکنن راهنمای ماشینشون عصای موساس !
راهنما رو که زدن دیگه میپیچن ، وظیفه بقیه هم اینه که شکافته بشن !
.
.
عقل پرسید که دشواتر از مردن چیست ؟؟؟
عشق فرمود : دوشواری ؟ دوشواری نداریم ما اینجا …
.
.
همه همیشه میخوان که من کوتاه بیام …
منم میگم باشه اما کووو تا بیام !
.
.
به بعضی ها باید گفت :
یکی از شرایط ناز کردن ، ناز بودنه !!!
.
.
بنده فوق لیسانس گند زدن دارم ، گرایش موقعیت های خطیر !
.
.
مردی که با صدای بچه گونه با نوزاد صحبت میکنه ٬ اگه معنی نگاه اون طفل معصوم رو بفهمه ، خودش باید آروم و بی صدا از کادر خارج بشه و دیگه برنگرده …
.
.
اگه یه چیزی رو مادرتونم نتونست پیدا کنه دیگه قیدشو بزنید ، اون چیز دیگه برای همیشه گم شده …
.
.
یه دسته از آدمای بی جنبه فکر میکنند از دماغ فیل افتادن ولی در حقیقت “پاپ کورنی ” بیش نیستن …

اس ام اس عاشقانه اسفند 91

من درختت میمونم …
تو تبر هم که بشی و بخوای منو قطع کنی ، آخرش یا دستمال میشم واسه اشک چشمات یا قلم و کاغذ میشم واسه دلتنگیات !
.
.
می گویند عشق خدا به همه یکسان ست ولی من می گویم مرا بیشتر از همه دوست دارد وگرنه به همه یکی مثل تو میداد …
.
.
تو را سفید می نویسم که ازدحام تمام رنگ هاست
و عاشقانه می خوانم
عشقی که حاصل جمع تمام عاطفه هاست !
.
.
تفاوتی ندارد خواب باشم یا بیدار :
زیباترین تصویر پیش چشمانم همیشه “تویی”
.
.
زندگی همینه :
انتظار یه آغوش بی منت …
یه بوسه بی عادت …
یه دوستت دارم بی علت …
باور کن زندگی همین دوست داشتنهای ساده س …
.
.
مواظب لپات باش چون وزیر نفت گفته از هر جا بتونیم گاز میگیریم …
.
.
دوست داشتن تو خرج دارد ، دلِ مایه دار می خواهد …
.
.
از نگاهت تا دلم رنگین کمان گل می کند …
با تو باید مثل باران حرف زد !

اس ام اس نیش دار و کنایه ای اسفند 91

به بعضیا باید گفت :
شما سیرابی گاوم نیستی چه برسه به جیگر ما !!!
.
.
عزیزکم حالا که داری میروی تا روزهایت را بدون من سر کنی ؛ بر سر دو راهی که رسیدی بپیچ به چپ ، به جهنم ختم میشود !!!
.
.
محبت هایت را شمردم !
درست بود اما این عشقت را پس بگیر ، گوشه ندارد …
.
.
علاقتو جایی باس خرج کنی که یه شعوری پشتش باشه !
.
.
به بعضیا باس گفت عزیزم زندگی ما بازار نیست که بری یه دور بزنی و اگه از کسی خوشت نیومد برگردی ، اگه رفتی دیگه برو تا یه لگد نخوابوندم زیر گوشِت …
.
.
مهم این نیست که رفتی ، مهم اینه که دیگه برنگردی …
.
.
عزیزم ، وقتی یکی رو “تیک” می زنی ، رو بقیه “ضربدر” بزن لطفا !!!
.
.
به بعضیا باید گفت دم از مردونگى نزن …
سنگینه ، سُرفت مى گیره !
.
.
بعضیا هم مثه این دیوارای تازه رنگ شده میمونن ؛ فقط هستن ولی نمیشه بهشون تکیه کرد ، اگرم تکیه کنی سر تا پای خودتو کثیف کردی …

داستان فلسفی اسفند 91

یرمرد لاغر و رنجور با دسته گلی بر زانو روی صندلی اتوبوس نشسته بود ؛ دختری جوان،  رو به روی او ، چشم از گل ها بر نمی داشت …
وقتی به ایستگاه رسیدند ، پیرمرد بلند شد ، دسته گل را به دختر داد و گفت : می دانم از این گل ها خوشت آمده است. به زنم می گویم که دادمشان به تو ؛ گمانم او هم خوشحال می شود و دختر جوان دسته گل را پذیرفت و پیرمرد را نگاه کرد که از پله های اتوبوس پایین می رفت و وارد قبرستان کوچک شهر میشد !

.
.
شخصی نزد حلاج آمد و گفت : من سالها ثروتم را جمع کردم که به عربستان بروم و خدا را زیارت کنم ، در راه که می رفتم به روستایی رسیدم که به خاطر جنگ ویران شده بود ، مردم زخمی بودند و سر پناهی نداشتند ؛ مقداری از ثروتم را خرج ساختن سرپناه و دارو برای مردم کردم …
به روستای دیگری رسیدم ، کودکان یتیم و گرسنه را دیدم و با باقیمانده ثروتم برای آنها غذا تهیه کردم …
به روستای دیگری رسیدم ، جوانی را دیدم تنها و غمگین که زیر درختی نشسته بود ؛ پرسیدم چرا ناراحتی ؟ گفت : پدر دختری که دوستش دارم گفته دخترش را به کسی میدهد که اسب داشته باشد ! من اسبم را به او دادم ولی ناگهان به خود آمدم و دیدم دیگر هیچ چیز ندارم … از ادامه دادن راه منصرف شدم و به شهرم بازگشتم … و با نارحتی به حلاج گفت : من بعد از این همه سال انتظار ، نتوانستم خدا را زیارت کنم !!!
و حلاج به او گفت :
تو خدا را زیارت کردی …
خدا سرپناهی نداشت ، تو برای خدا سرپناه ساختی !
خدا زخمی بود ، تو خدا را درمان کردی !
خدا گرسنه بود ، تو خدا را سیر کردی !
خدا تنها و غمگین بود ، تو خدا را از تنهایی درآوردی !
و حلاج در پایان گفت : خدای حقیقی در هیچ کشوری و بر هیچ زبانی زندانی نیست …
خدا ، یاری رساندن به انسانهاست !!!

آهنگ پیشواز عصر به یاد کیان مقدم

آهنگ پیشواز اندوه تنهایی کیان مقدم – ۳۳۱۴۹۴۱
آهنگ پیشواز زیر نفس بارون کیان مقدم – ۳۳۱۴۹۴۲
آهنگ پیشواز درگیر من نشو کیان مقدم – ۳۳۱۴۹۴۳
آهنگ پیشواز قهوه ای با نیروانا کیان مقدم – ۳۳۱۴۹۴۴
آهنگ پیشواز من عادت ندارم کیان مقدم – ۳۳۱۴۹۴۵
آهنگ پیشواز سپردی شبامو به بارون کیان مقدم – ۳۳۱۴۹۴۶
آهنگ پیشواز همیشه گریه حیرونه کیان مقدم – ۳۳۱۴۹۴۷
آهنگ پیشواز بگو باور نمیکردی کیان مقدم – ۳۳۱۴۹۴۸
آهنگ پیشواز زیر نفس بارون (پیانو) کیان مقدم – ۳۳۱۴۹۴۹
آهنگ پیشواز همین بسه برای من کیان مقدم – ۳۳۱۴۹۶۰

جک یکی ا فانتزی هام

یکی از فانتزیام اینه که یه پیرمرد پولدار تصادف کنه و من برسونمش بیمارستان و نجاتش بدم ، اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه و تمام زندگیشو به نام من بزنه و بمیره ؛ وقتی بچه هاش منو پیدا میکنن که پولارو بگیرن ، همه پولارو بندازم جلوشون بگم بردارید نامردها ، اونی که با ارزش بود پدرتون بود …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم ، بچه دار شیم ، بچمون دختر باشه ، اسمشو بذاریم گیتا ، بعد با زنم دعوا کنم و جول و پلاسش رو که خواست جمع کنه بره خونه باباش بهش بگم : هرچی میخوای ببری ببر ، فقط گیتارو با خودت نبر !!!
.
.
یکی از فانتزیام اینه که برم توی عروسی غریبه و موقعی که عروس میخواد بعله رو بگه یهو از وسط جمعیت داد برنم: نهههههههه باهاش ازدواج نکن ، من هنوز دوستت دارمممم … بعد فامیلای دوماد جنازمو ببرن سمت افق !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که یه شب بارونی ببینم دارن یه دختره رو اذیت میکنن منم برسم بهشونو دخل تک تکشونو بیارم !
بعد دختره رو از رو زمین بلند کنم و کتمو دربیارم بدم تنش کنه … بعد سرشو بیاره بالا تو چشام نگاه کنه و بگه میشه اسمتو بدونم ؟ بعد من از توی کتم یه سیگار دربیارم روشن کنم ، بعد یه پوک عمیق بگیرمو یه لبخند ملیح بزنمو دودشو بزنم تو صورتش ، بعد دود که رفت کنار من غیب شده باشم و اونم یهو بیفته رو زمینو سرشو بیاره رو به آسمونو از ته دل داد بزنه خدااااااااااااا …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که با لحن جدی و خسته به یه دکتر بگم : لطفا حاشیه نرو دکتر !
بعد بلند شم و از پنجره مطبش به افق خیره بشم و بگم : فقط بگو چند روز دیگه زنده می مونم ؟
.
.
یکی از فانتزیام همیشه این بوده که توی سیستم عامل ویندوز یک مشکل پیدا کنم بفرستم براشون بعد بیل گیبس زنگ بزنه بگه مهندس لطفا بیا امریکا تو مجموعه من ، دخترمم میدم بهت کنیزت باشه تا آخرررر عمرش ، خونه ماشین پول همه چی میدم بهت … منم بعد از یک دقیقه سکوت بگم : خیلی دلم میخواد اما من متعلقم به این مردمم !!!
.
.
آخرین ورژن فانتزیام اینه که ﺍﻓﻘﻮ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﻢ و همینجوری الکی ﺗﻮﺵ ﻣﺤﻮ ﺷﻢ …
.
.
یکی از فانتزیای مامانم اینه که بیاد تو اتاقم ببینه همه چی مرتبه …

اس ام اس تبریک تولد اسفند 91

تمام وجودم را در قلبم ، قلبم را در چشمانم ، چشمانم را در زبانم خلاصه می کنم تا بگویم روز تولدت مبارک باد …
.
.
(سال تولد) شاخه گل سرخ به سویت فرستاده و بر تک تک گلبرگ های آن می نویسم تولدت مبارک !
.
.
تولدت مبارک یعنی دوستت دارم از ته قلب ، با تمام وجود از ته احساس …
فرستنده : رها
.
.
دیشب برای روز تولدت
یک سبد ستاره چیده ام
تکه ای ازماه را
و یک شاخه نیلوفر
تو متولد می شوی و من عاشق تر میشوم …
تولدت مبارک !
.
.
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آفرینش
و چه اندازه عجیب است روز ابتدای بودن
و چه اندازه شیرین است امروز ، روز میلادت ، روزی که تو آغاز شدی …
میلادت مبارک
فرستنده : سما
.
.
امروز که تولد توست ، برای تو ، برای چشمهای تو ، هدیه ام ناقابل است …
خاطراتی از فرداهامان ، برای بودنت ، همراه ترانه های خیس و باران خورده چشمهایم و من در هر تولد تو باز زنده می شوم !
تولدت مبارک