
آخرین تصمیم من دست های تـــــــــو بود !
گرفتم و دور شدم …
.
.
نم نم عشقت را با دریای محبت دیگران عوض نمیکنم حتی اگر در طوفان غمت بمیرم !
.
.
به لطف تو خیاط ماهری شده ام ، جفت چشمانم رو دوخته ام به در تا بیایی ؛ اما نکند آمده ای و من ندیدمت ؟!؟!
.
.
ماه که همیشه پشت ابر نمی ماند
گاهی پشت دستان تو می ماند وقتی گریه می کنی …
.
.
ببین روی زمین افتادم … !
قند خونم رسیده به صفر !
بگو : دوستت دارم !
من به این دروغ شیرین محتاجم …
.
.
حلقه ی بازوانت تنگ تر میشود و من آزادتر گم میشوم میان دنیایی که فقط اندازه ی یک “مــن” جا دارد …
.
.
قند لبانت ؛ نمک گیرم کرد !
نمیدانم فشارم بالاست یا قندم ؟!؟!
.
.
چراغها را خاموش کن ، نور نمی خواهم …
نگاهم که می کنی برق نگاهت من را که هیـــــــــــچ ، تمام شب را مچاله می کند …
بدهکار مهربونی قلب یه زنم که از بچگی صدام کرده پسرم !
.
.
بامش که نه ، اما برفش از همه بیشتر است مرد کارتنِ خواب کنار خیابان …
.
.
رابطه ای که توش التماس باشه …
ساعت ۹ بزارین دم در خونه تا شهرداری ببره …
.
.
خودم معمولا چیزی نمیکشم ولی این قلبم لامصب همیشه تیر میکشه …
.
.
ای دل دیوانه ، بشنو این مرام زندگی ست
او که گریان کرد چشمی را نصیبش خنده نیست
.
.
سبز …
زرد …
قرمز …
وسوسه شده ام کدام سیب را بردارم !
میوه فروش پوزخندی زد و گفت : “تردیـــــد نکـــــن …”
تمام سیب ها تو زردند !!!
.
.
اگه بخوای جوری زندگی کنی که به کسی بدهکار نباشی ، آخرش یه زندگی به خودت بدهکار میشی …
.
.
چه اشتباه بزرگی ، مردن برای کسی که برای خیلی ها کفن پوسانده است …
.
.
ببین پسر …
زندگی من هم تلخ تلخه …
اگه همه ی آدامس هاتم بخرم ، نه کام من شیرین میشه و نه زندگی تو …
.
.
وقتى به یکى تو زندگیت زیاد اهمیت میدى ، اهمیتتو توی زندگیش از دست میدی !!!
به احترام رفتنت ، کلاهی که بر سرم گذاشته ای را بر میدارم …
.
.
یه رابطه هایی مثل ریگ کفش می مونه … اولش سعی میکنی قِلش بدی ته کفشت و باهاش کنار بیای ولی آخرش مجبوری بندازیش بیرون !!!
.
.
بعضی ها “یار” نیستن ، “بارن” …
با رفتنشون آدم سبک میشه …
.
.
نگذاریم هرکسی از راه رسید با ساز دلمون تمرین نوازندگی کنه …
.
.
محکم تر از آنم که برای تنها نبودنم آنچه را که اسمش را غرور گذاشته ام برایت به زمین بکوبم …
احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن فقیر بودی …
.
.
گاهی احساس میکنی که اگه وقت بذاری و به یه سیب زمینی پخته عشق بورزی بیشتر جواب میده تا به بعضی آدما …
.
.
عمری تلف میکنیم برای کسانی که ارزش ثانیه ای را هم ندارند …
.
.
باید به بعضیا بگی : این شماره ی پینوکیوست زنگ بزن ببین چطوری آدم شده ، شاید تو هم آدم بشی …
تنهایی یعنی وقتی پرستار گفت : همراه بیمار … ولی کسی نبود جواب بده !
آهسته گفتم : ببخشید کسی همراه من نیست …
من تنهـــــــــــام …
.
.
تــــنـــهـــا بودم که یکی تنهاترم گذاشت و رفت !
.
.
تنهایی یعنی …
من برای من کمم … برای ما زیاد …
.
.
چرا میگویند “ها” علامت جمع است درحالی که وقتی آنرا با “تن” جمع میکنی … ؟ً!؟!؟!؟!
.
.
تنهایی ، شاخه ی درختی ست پشت پنجره ام …
گاهی لباسِ برگ میپوشد ، گاهی لباسِ برف …
اما همیشه هست !
.
.
تنهایی یعنی سیر ترشی ات را بخور … بوسه ای در کار نیست !
.
.
فاصله یا تو چه فرقی می کند ؟
هر دو مرا یاد یک چیز می اندازد … تنهایی …
.
.
نبودنت را پا برهنه قدم میزنم ، با زمین هم کنار نمی آید تاول این انگشت ها …
از اول هم می دانستم کفش تو تنگ است برای تنهایی بزرگ پاهایم !
آهنگ پیشواز باور کنم محسن یگانه – ۳۳۱۵۱۸۸
آهنگ پیشواز نمیشه محسن یگانه – ۳۳۱۵۱۸۹
آهنگ پیشواز تو حتی ۱ محسن یگانه – ۳۳۱۵۱۹۰
آهنگ پیشواز تو حتی ۲ محسن یگانه – ۳۳۱۵۱۹۱
آهنگ پیشواز یادته محسن یگانه – ۳۳۱۵۱۹۲
آهنگ پیشواز دوست دارم محسن یگانه – ۳۳۱۵۱۹۳
آهنگ پیشواز نرو محسن یگانه – ۳۳۱۵۱۹۴
آهنگ پیشواز حباب محسن یگانه – ۳۳۱۵۱۹۵
آهنگ پیشواز نمیزارم خسته شی محسن یگانه – ۳۳۱۵۱۹۶
آهنگ پیشواز کی اومده جای من محسن یگانه – ۳۳۱۵۱۹۷
آهنگ پیشواز بخند محسن یگانه – ۳۳۱۵۱۹۸
آهنگ پیشواز تنهایی محسن یگانه – ۳۳۱۵۱۹۹
آهنگ پیشواز تو که میدونی محسن یگانه – ۳۳۱۵۲۰۰
آهنگ پیشواز هوایی شدی ۱ محسن یگانه – ۳۳۱۵۲۰۱
آهنگ پیشواز هوایی شدی ۲ محسن یگانه – ۳۳۱۵۲۰۲
آهنگ پیشواز بیت آخر محسن یگانه – ۳۳۱۵۲۰۳
گواهی نامه گرفتن مامانم حدود یک سال و نیم طول کشید ؛ قبول که شده بود افسره از مامانم خوشحال تر بود !
.
.
شوهر دختر خالم یه گوشه خونه لاتی نشسته بود همه بهش خندبدیم بعد دختر خالم بهش میگه بیا از دور خودتو ببین خیلی خنده دار شدی ؟!؟!؟!
دختر خالم داره له میشه به خدا ، واسش دعا کنین …
.
.
خواهرزادم ساعت دیواریمون رو برداشته واستاده روش میگه ترازوئه ، میخوام ببینم چند تومن شدم !
.
.
به بابام میگم اگه من یه روز سکته مغزی کردم ، اعضا ی بدنمو اهدا کنین !!!
برگشته میگه برو بابا تو مغزت کجا بود که بخواد سکته هم بکنه ؟! به فکر یه راه دیگه باش !!!
.
.
خواهر زاده م که کلاس اول میرفت عینکی شده بود … یه شب که خونه شون مهمون
بودم شب رفتم تو اتاق خواب کنارش بخوابم که گفت :خاله این عینکمو بذار رو
کمدم ! گفتم : خودت بلند شو بزار سر جاش !
یهو با عصبانیت و بغض پا شد گفت : حالا نوکر خانومم شدم باید عینکمو خودم بزارم سر جاش !!!
.
.
یه بار داشتم خیر سرم به بچه خواهر ۶ سالم ریاضی یاد میدادم ، بهش گفتم
مثلا من ۳تا شکلات به داداشت میدم و ۲تا به تو ، حالا چندتا شکلات میشه ؟
یهو زد زیر گریه گفت چرا به داداش ۳تا میدی به من ۲تا ؟ نمیخوام اصلا همشو بده به داداش منم میرم به مامانم میگم …
رفت به خواهرم گفت خواهرم اومده دعوام میکنه میگه مرض داری بچه رو اذیت
میکنی ؟ خب یکیشو میذاشتی تو جیبت به هر کدوم ۲تا میدادی که دعوا نشه دیگه …
فک و فامیل خود درگیر مزمن ما داریم ؟؟؟
.
.
با قد ۱۸۵ ، من معمولا بلندترین عضو خانواده ام … حالا کارکردهای من برای مادرم :
امیر مادر قدت بلنده اون لامپ رو خاموش کن …
امیر قدت بلنده اون مجله رو از رو میز بیار …
امیر قدت بلنده اون سینی رو از روی زمین بردار ببر تو ظرفشویی بشور …
امیر مادر قدت بلنده برو ماست بگیر ، نون بگیر ، نفت بگیر …
ینایی که میرن تو دستشویی یه ساعت می مونن ، همونایی هستن که دل ندارن از پشت کامپیوتر پاشن برن دستشویی !
کلا دل کندن سخته براشون …
.
.
باید به بعضیا گفت : غلط کرده هرکی گفته من برای تو تره هم خرد نمیکنم !!!
من برای تو خیلی چیزا خرد میکنم ! مثلا دندونات یا حتی قلم پات …
.
.
شباهت زندگی من و اینشتین در اینه که هر دو بچگیهامون خنگ بودیم ولی خب از وسطهای بیوگرافیمون به بعد یه کم متفاوت میشه …
.
.
شیرین ترین لحظه زندگی اونجاییه که با یه پوتین سربازی میزنی تو دهن کسی که میگه ما فقط دو تا دوست معمولی هستیم …
تو این زمینه دیگه دمپایی ابری خیس جواب نمیده …
.
.
ایرانسل در آینده ای نزدیک :
مشترک گرامی …
اومدم سر کوچتون ، در خونتون خونه نبودی
راستشو بگو با همراه اول کجا رفته بودی ؟؟؟
.
.
تا وقتی که نشه “مخاطب خاص” رو از اینترنت دانلود کرد ، با من از تکنولوژی حرف نزنین …
.
.
هر وقت کسی بهتون گفت : یه چیزی بگم ؟ بگید نه نگو …
چون اگه بگی بگو ، میگه هیچی ولش کن !
پیشگیری بهتر از درمان است … البته اینا کلا لاعلاج هستن !
بهار میرسد اما ز گل نشانش نیست
نسیم رقص گل آویز گل فشانش نیست
دلم به گریه خونین ابر میسوزد
که باغ خنده به گلبرگ ارغوانش نیست
چنین بهشت کلاغان و بلبلان خاموش
بهار نیست به باغی که باغبانش نیست
چه دل گرفته هوایی ، چه پا فشرده شبی !
که یک ستاره لرزان در آسمانش نیست
کبوتری که در این آسمان گشاید بال
دگر امید رسیدن به آشیانش نیست
ستاره نیز به تنهاییش گمان نبرد
کسی که همنفسش هست و همزبانش نیست
جهان به جان من آنگونه سرد مهری کرد
که در بهار و خزان کار با جهانش نیست
ز یک ترانه به خود رنگ جاودان نزند
دلی که چون دل من رنج جاودانش نیست
.
.
عشق من رو سوی فردا کرد و رفت
نامه های کهنه را تا کرد و رفت
خسته شد از من دلش طاقت نداشت
اشک چشمم مثل دریا کرد و رفت
عاقبت پی برد به پستی دلم
قصد فتح قله ها را کرد و رفت
از من و شادی من بیزار بود
گریه هایم را تماشا کرد و رفت
با حضورش غصه ها زخمی شدند
زخم غم ها را مداوا کرد و رفت
قلب من در دست او هم می تپید
قلب را خاک کف پا کرد و رفت
دل به زیر پای او فریاد زد
سر به سوی آسمان ها کرد و رفت
گفتمش چشم انتظارم تا ابد
انتظارم را چه زیبا کرد و رفت
.
.
برای شادی تو باز ، دلم سکوت میکند
برای رفع این نیاز ، دلم سکوت میکند
به عشق تو گرفته ام ، وضو ز اشک و خون دل
برای خواندن نماز ، دلم سکوت میکند
چه چاره ای به جز سکوت ؟ مقابل هجوم عشق
تا نشود قصه دراز ، دلم سکوت میکند
کشانده ای مرا پی ات ، به کوههای انتظار
به سختی شیب و فراز ، دلم سکوت میکند
درون باغ سینه ام ، به جای خود چو بنگرد
نشسته ای تو گل به ناز ، دلم سکوت میکند
دچار شد دلم به تو ، و چشم فتنه ساز تو
به یاد چشم فتنه ساز ، دلم سکوت میکند
تا به رسانی به نوا ، ساز حزین روح را
برای کوکهای ساز ، دلم سکوت میکند
دعا نموده ای مرا که جز تو را دل ندهم
به حرمت راز و نیاز ، دلم سکوت میکند
.
.
روزگار عشق ورزی ها گذشت
مرغ بخت ما از این صحرا گذشت
آن صفای خنده ها از لب گریخت
آن بهار عشق بی پروا گذشت
سینه هستو گرمی آغوش نیست
بوسه هستو گرمی لبها گذشت
عمر بود و عشق بود و یاد بود
فرصتی دلخواه بود اما گذشت
آدمی در رنج غربت رنگ باخت
بس که تنها آمد و تنها گذشت
خاطر ما روی آرامش ندید
عمر ما چون موج بر دریا گذشت
در سخن بودم شبی با آینه
گفتم آن شادی چه شد ؟ گفتا گذشت …
گفتم آن لبخند مستی بخش کو ؟
گفت : خوابی بود و چون رویا گذشت …
.
.
عشق اگر این است ، مرتد می شوم
خوب اگر این است ، من بد می شوم
قفل غم بر درب سلولم مزن
من خودم خوش باورم گولم نزن
من نمی گویم که خاموشم نکن
من نمی گویم فراموشم نکن
من نمی گویم که با من یار باش
من نمی گویم مرا غمخوار باش
من نمی گویم دگر گفتن بس است
گفتن اما هیچ ، نشنیدن بس است
روزگارت شیرین باد و شاد باش
دست کم یه شب تو هم فرهاد باش
.
.
بازم دریا فریبم داد ، منو ساحل هوایی کرد
تمام خاطراتت رو برای من تدایی کرد
بازم پیغام بی پاسخ که دلتنگم که فرصت هست
نشد که بی تفاوت شم ، هنوزم این دلم سادست
تو دریا سنگ میندازم به یاد تو که از سنگی
چی از دنیات کم میشد اگه میگفتی دل تنگی ؟
تمام زندگیم با این یه جمله زیرو رو میشد
تو تنها دل خوشیم بودی چرا رفتی بگو چی شد ؟
.
.
نمیدانم چرا شبها دلم ناگاه میگیرد
گلویم را غمی جانسوز و بغض آه میگیرد
شبم تاریک و دردم لاعلاج و سینه ام پر خون
همیشه وقت تنهایی ، دلم چون ماه میگیرد
خداوندا برایم راهی از بیراهه پیدا کن
که هرجا رهسپارم غم برویم راه میگیرد
نمیدانم چگونه این همه غم در دلم جا شد
اگر با چاه گویم درد ، قلب چاه میگیرد
شکایت میکنم هر لحظه از غم بسکه بی تابم
گمان دارم دل غم هم ز من گه گاه میگیرد
مکن در پیش درویشان حکایت از دل تنگم
که از این درد بی درمان ، دل هر شاه میگیرد
(رها) را با دلی پر غم ، رها کن تا رها باشی
مخوان اشعار تلخم را ؛ دلت ناخواه میگیرد
.
.
لبخند می زنیم به هر آنچه نیستُ
کف می زنیم محض هر آنکه گریستُ
خط می کشیم روی دل و طعنه می زنیم :
این منحنی بسته ی بی شکل چیستُ ؟
منطق می آوریم که سنگی تکیده اند
خورشید و ماه و اصلا مهتاب کیستُ ؟
در خط خطی این همه انکار و مشق عقل
از زندگی توقع احسنت و بیستُ …
داریم و باز صفر برامان نوشته است
دست معلمی که خودِ عاشقی ستُ
خط میخوریم از ورق چشم او و بعد
پیوند می خوریم به هر آنچه نیستُ …
.
.
عشق یک واژه پر پیچ و خم است
سر آن یک عین است
عین یعنی همان چشم که سر آغاز جنون میگردد …
پس از آن شین داریم
شین را دقت کن ! که چه اندازه فراز است و فرود …
و به ما میگوید که نه در اوج ببالی به خودت
و نه دلسرد شوی وقت شکست
آخر عشق ببین قاف چه حالی دارد …
نقطه هایش به قدر من و توست
آخر عشق فقط آغوش است
خم بازوی تو بر گردن من
انحناییست پر از آرامش
آخر عشق پرستش گاهیست
که در آنجا خداوند دوتاست
بندگان نیز همان تعدادند
من و تو خدای هم خواهیم شد
آخرعشق اگر قصد کنیم …
.
.
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم ، جای دگر نمیشود
بی تو برای شاعری واژه خبر نمیشود
بغض دوباره دیدنت هست و به در نمیشود
فکر رسیدن به تو فکر رسیدن به من
از تو به خود رسیدهام اینکه سفر نمیشود !!!
دلم اگر به دست تو به نیزهای نشان شود
برای زخم نیزهات سینه سپر نمیشود
صبوری و تحملت همیشه پشت شیشه ها
پنجره جز به بغض تو ابری و تر نمیشود
صبور خوب خانگی ، شریک ضجه های من
خنده خسته بودنم زنگ خطر نمیشود
حادثه یکی شدن حادثهای ساده نبود
مرد تو جز تو از کسی زیر و زبر نمیشود
به فکر سر سپردنم به اعتماد شانهات
گریه بخشایش من که بی ثمر نمیشود
همیشگی ترین من ، لاله نازنین من
بیا که جز به رنگ تو دگر سحر نمیشود
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم ، جای دگر نمیشود